تبلیغات
قلب شکسته

قلب شکسته
خدایا به هر که دوست تر میداری بیاموز دوست داشتن از عشق برتر است........
نویسندگان
نظر سنجی
حالا که من رفتم دانشگاه شما چه احساسی دارید؟






یعنی الان کجاست؟ پیش کیه؟ چیکار میکنه؟ خوشحاله؟ ناراحته؟

دلش واسم تنگ میشه؟ اون عوضی که اذیتش نکرده؟

میدونه چقدر دلتنگشم؟ شاید! ولی براش مهمه؟ نمیدونم! یعنی احتمالش کمه!

چرا دیگه حتی یه خبر خشک و خالی ازم نمیگیره ببینه زنده ام ، مرده ام؟

**************

ولی فقط یه آرزو دارم براش

هر جا هست و با هرکی هست شاد و سلامت باشه!

البته میدونم شادی مدتیه ازش دوره! فقط ظاهرش میخنده! چیزایی شنیدم که دلم کباب شد واسش!

الان به نظر من یه دختر توی شرایط اون خیلی میتونه احساسی عمل کنه ولی بعد یه مدت پشیمون میشه از کرده ی خودش! منظورم قطع رابطش با من نیس! یه چیزیه که فقط خودم میفهمم و همین نگرانم میکنه!

کاش یکم عاقلانه تر تصمیم گرفته بود! کاش فقط با من بهم میزد ولی اون حرومزاده پاش به زندگیش باز نمیشد!

من که یه پسرم خیلی دیدم دوستای خودم  توی این سن فکر میکنن عاشق یکی شدن بعد میرن با خانواده ها صحبت میکنن اما بعدش مثل چی به غلط کردن می افتن!

کاش کسی از این حرفای من منظور بدی نگیره! و فکر نکنه برای خودم این حرفارو میزنم!

همتون میدونین این دوستیای خیابونی آخرش کجاست!

ولی تارا حقش این نیست که به این پایان تلخ برسه! اون میتونه بهترین آینده رو برای خودش درست کنه!

اما با این تصمیم غلط اندر غلطی که گرفته من که چشمم آب نمیخوره!

خیلی دلم پره از این آشغال(پسره)! یکم با خودم فکر کردم گفتم اگه برم دعوا که آخرش معلوم نیس چی میشه!

من خیلی از این یارو دلم پره یهو یه کاری دست خودم میدم که تا آخر عمر نمیتونم جمش کنم!

ولی به نظر من باید یه نفر با تارا صحبت کنه! ولی آیا تاثیر داره؟ این دختر احساسی قبول میکنه؟

من نمیدونم آخه این پسره چی داشت که من نداشتم؟ چیم کم بود؟

فقط هیز و چش چرون نبودم! به ناموس مردم تیکه و متلک نمینداختم! بلد نبودم مخ دخترارو بزنم! سیگار و مشروب تو کارم نبود! ساده بودم!

اگه اینا بده پس چی خوبه؟ هان؟ یکی بهم بگه!

****************************************

خدا

خدایا خیلی دلم گرفته به تو که لازم نیس بگم خودت از همه بهتر میدونی!

کمکم کن! مگه من دوسش نداشتم؟ مگه من واسه هوس دنبالش رفته بودم؟

چرا عشقمو که این همه دوسش داشتم ازم گرفتی؟ مگه ازم چیز بدی دیدی؟ یا میخوای باهام بازی کنی؟ مگه من هم قد و قواره توام؟ بامرام مگه من چه هیزم تری بهت فروختم که این کارارو باهام میکنی؟

جون من یه کاری کن این پسره گورشو گم کنه! اصلا ببرش پیش خودت باهاش صحبت کن حالیش کن!

گفتنیارو گفتم (یعنی خواهش کردم) حالا این ریش واین قیچی همش دست خودت! فقط مواظب عشق همیشگی که توی قلبم کشتیش باش! خواسته ی من یعنی اینقدر بزرگه؟ چیز زیادیه؟

منتظر جوابت هستم خدا! چون من تمام تلاشمو کردم! الانم اگه کاری کنم نتیجه عکس میده!

پس قربونت فراموشمون نکن! این نامه ی ما رو با اولویت بررسی کن!

***************************

دیگه نمیدونم چی بگم! قاطی کردم! از یه طرف فشار درسا و از طرف دیگه این غم بزرگ داغونم کرده!

خیلی دلم گرفته! واسم دعا کنین نمیدونم چه دعایی هرچی دوس دارین!

فعلا بای!

یکم شاید ادبیاتش به هم ریخته باشه که به بزرگیه خودتون ببخشید!

هر چی اومد از دلم نوشتمش!

شنیدین یکی که کاراش قرو قاطیه میگن طرف مث اینکه عاشقه!

حکایت منه!

همتونو دوس دارم!

بای




طبقه بندی: دل نوشته،
[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 00:11 ] [ Arash ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام
من آرش هستم 18 ساله و ساکن تهران
امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد و با نظر های خوبتون بتونین به من توی هرچه بهتر شدن این وبلاگ کمک کنید
برای تبادل لینک با همه ی عزیزانی که علاقه مند تبادل لینک با من هستند هم آماده ام
خوش باشید...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
بک لینک فا